عشق به؟
سلام خوش امدید
سه‌شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۳ :: ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

مگس های قلب



انسان که شیرینی می خورد، اگر شیرینی اطراف دهانش بماند و او دهانش را تمیز نکند، مگس ها در اطراف او جمع می شوند و هر چه آن ها را براند باز هم برمی گردند. به همین دلیل در لغت عرب به مگس ذُباب می گویند.
این کلمه مخفّف از دو کلمه ذُبَّ به معنای رانده شده و آبَ به معنای بازگشت است، زیرا مگس حشره ای است که هر چه رانده شود، باز می گردد.
مرحوم فیض می فرمایند: این مگس ها افکار و اندیشه های ما هستند و آن شیر...ینی، تعلقات ما به امور دنیوی است.

وقتی انسان با تعلقات وارد نماز می شود، این مگس های تخیلات و افکار به دنبال آن به دل انسان هجوم می آورند. راه حلش این است که ذهن خود را از این تعلقات دنیوی پاک کنیم تا جلوی هجوم افکار پراکنده به قلب گرفته شود.
آن مقداری را که می توانید، کنترل کنید و اختیاراً دنبال نکنید و آنچه را هم که غیر اختیاری وارد می شود، اهمیت ندهید.

خداوند متعال وعده داده است که هر کس در راه معنویت کوشش کند من دستش را می گیرم. اگر ما متعهد بشویم که آن قسمتی را که می توانیم و در اختیار ماست کنترل کنیم، از برکت این مجاهده خداوند به تدریج مهمان های ناخوانده را از قلب ما بیرون می کند.


استاد فاطمی نیا

--



موضوع مطلب : کمک خدا / معنویت / مگس
سه‌شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۳ :: ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری



حاج آقا قلی نخجوانی پدر حاج میرزا علی آقا قاضی گوید: پس از آن که به سن پیری و کهولت رسیدم شیطان را دیدم که با او در بالای کوهی ایستاده ایم، من دست خود را بر محاسن خود گذارده و به او گفتم: مرا سن پیری و کهولت فرا گرفته است اگر ممکن است از من درگذر!
شیطان گفت: این طرف را نگاه کن، وقتی نظر کردم دره بسیار عمیقی را دیدم که از شدت ترس و هراس عقل انسان مبهوت می ماند. شیطان گفت: در دل من رحم و مروت و مهر قرار نگرفته است، اگر چنگالم بر تو بند شود جای تو در ته این دره خواهد بود که می بینی!!



موضوع مطلب : سنگدلی / شیطان
سه‌شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۳ :: ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

جوانی بودم که زیاد به ارتکاب گناهان حساسیت نداشتم، هرچند برخی از گناهان مانند خوردن شراب، زنا،دزدی و برخی کارهای دیگر را انجام نمیدادم و به انجام ندادن آن مقید بودم اما در برخی گناهان ازجمله گناهان مربوط به چشم ، گوش، زبان و گناهان اینترنتی بی تفاوت بودم.

چند وقتی بود که کم کم مقید به خواندن نماز در اول وقت آن شده بودم و حاضر به ترکش نبودم و هر زمان نزدیک وقت نماز می شد دغدغه نماز اول وقت در من وجود داشت .



از طرفی، تقریبا حدود 2 یا 3 سال قبلش به بیماری ای دچار شده بودم و ...

از طرفی، تقریبا حدود 2 یا 3 سال قبلش به بیماری ای دچار شده بودم و هر چه کردم و حتی به دکتر مراجعه نمودم اما سلامتی برایم حاصل نشد و همیشه بابت این بیماری گلایه داشتم که خدایا چرا این بیماری ام خوب نمی شود مگر چه گناهی کرده ام. چند باری به خدا قول دادم که دیگر گناهان اینترنتی را ترک کنم اما دوام نمی آوردم و دوباره مرتکب این نوع گناه می شدم تا اینکه یک روز که دیگر از شدت درد کلافه شده بودم و دیگر طاقت نداشتم به خدا قول دادم که دیگر در اینترنت به دنبال تصاویر و فیلم های گناه آلود نباشم. و این بار بر قولم بودم . شاید باور نکنید؛ باورش برای خودم هم سخت است اما واقعا جواب داده بود دوستان خوبم؛ بیماری ای که حدود 3 سال بود مرا رنج میداد و دیگر آسی ام کرده بود ظرف چند روز تقریبا به کلی و بدون نیاز به هیچ دکتری خوب شده بود. بعد از آن کم کم همه گناهانی که به راحتی مرتکب آن می شدم مانند غیبت، دروغ و غیره را هم با اینکه خودم نمی دانم چطور اما به طور معجزه آسایی ترک کردم و الان که حدود چند سال از آن زمان گذشته مثل همان روزها به انجام ندادنشان پایبندم. برکات معنوی زیادی از جمله قرآن خواندن در هر روز و نماز شب و غیره هم بعد از اینکه از گناهان برگشتم به طور عجیبی نسیبم شد.

الان حتی اگر بدانم دیگر آن بیماری به سراغم نمی آید اما باز حاضر به برگشتن به حالت قبلم نیستم چون دیگر چشمم باز شده و می فهمم خیرم در چیست.

تازه بعد از این ماجرا فهمیدم بیماری ای که همیشه از بابت آن به پروردگار عالم گلایه داشتم، وسیله ی خیر و هدایتی بود برای نجاتم از گناهانی که مرا به خواب غفلت برده بود. و این هدایت نبود جز بواسطه نماز اول وقت. به درستی که نمازی انسان را هدایت میکند و از گناهان بازمیدارد که سبک شمرده نشود و در اول وقتش خوانده شود.

یا حق

منبع: وبلاگ من با خدا ودوستام اینجام



موضوع مطلب : جوان / هدایت جوان / جوان و نماز اول وقت / نملز اول وقت و هدایت
سه‌شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۳ :: ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

جوانی بودم که زیاد به ارتکاب گناهان حساسیت نداشتم، هرچند برخی از گناهان مانند خوردن شراب، زنا،دزدی و برخی کارهای دیگر را انجام نمیدادم و به انجام ندادن آن مقید بودم اما در برخی گناهان ازجمله گناهان مربوط به چشم ، گوش، زبان و گناهان اینترنتی بی تفاوت بودم.

چند وقتی بود که کم کم مقید به خواندن نماز در اول وقت آن شده بودم و حاضر به ترکش نبودم و هر زمان نزدیک وقت نماز می شد دغدغه نماز اول وقت در من وجود داشت .



از طرفی، تقریبا حدود 2 یا 3 سال قبلش به بیماری ای دچار شده بودم و ...

از طرفی، تقریبا حدود 2 یا 3 سال قبلش به بیماری ای دچار شده بودم و هر چه کردم و حتی به دکتر مراجعه نمودم اما سلامتی برایم حاصل نشد و همیشه بابت این بیماری گلایه داشتم که خدایا چرا این بیماری ام خوب نمی شود مگر چه گناهی کرده ام. چند باری به خدا قول دادم که دیگر گناهان اینترنتی را ترک کنم اما دوام نمی آوردم و دوباره مرتکب این نوع گناه می شدم تا اینکه یک روز که دیگر از شدت درد کلافه شده بودم و دیگر طاقت نداشتم به خدا قول دادم که دیگر در اینترنت به دنبال تصاویر و فیلم های گناه آلود نباشم. و این بار بر قولم بودم . شاید باور نکنید؛ باورش برای خودم هم سخت است اما واقعا جواب داده بود دوستان خوبم؛ بیماری ای که حدود 3 سال بود مرا رنج میداد و دیگر آسی ام کرده بود ظرف چند روز تقریبا به کلی و بدون نیاز به هیچ دکتری خوب شده بود. بعد از آن کم کم همه گناهانی که به راحتی مرتکب آن می شدم مانند غیبت، دروغ و غیره را هم با اینکه خودم نمی دانم چطور اما به طور معجزه آسایی ترک کردم و الان که حدود چند سال از آن زمان گذشته مثل همان روزها به انجام ندادنشان پایبندم. برکات معنوی زیادی از جمله قرآن خواندن در هر روز و نماز شب و غیره هم بعد از اینکه از گناهان برگشتم به طور عجیبی نسیبم شد.

الان حتی اگر بدانم دیگر آن بیماری به سراغم نمی آید اما باز حاضر به برگشتن به حالت قبلم نیستم چون دیگر چشمم باز شده و می فهمم خیرم در چیست.

تازه بعد از این ماجرا فهمیدم بیماری ای که همیشه از بابت آن به پروردگار عالم گلایه داشتم، وسیله ی خیر و هدایتی بود برای نجاتم از گناهانی که مرا به خواب غفلت برده بود. و این هدایت نبود جز بواسطه نماز اول وقت. به درستی که نمازی انسان را هدایت میکند و از گناهان بازمیدارد که سبک شمرده نشود و در اول وقتش خوانده شود.

یا حق

منبع: وبلاگ من با خدا ودوستام اینجام



موضوع مطلب : جوان
سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۳ :: ٩:۳٥ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری



حضرت سیدالشهداء (علیه­السّلام) در عالَم مکاشفه به یکی از علمای قم فرمودند:

«… مهدی ما در عصر خودش مظلوم است، تا می­توانید دربارهٔ آن حضرت سخن بگویید و قلم­ فرسایی کنید؛ آنچه درباره­ٔ شخصیّت این معصوم بگویید درباره­ٔ همه­ٔ معصومین (علیهم السّلام) گفته اید؛ چون حضرات معصومین همه در عصمت و ولایت و امامت یکی هستند و چون این زمان، دوران مهدی ما است سزاوار است درباره­ٔ او بیشتر گفتگو شود.

و در خاتمه فرمودند:

باز تأکید می­ کنم درباره­ٔ مهدی ما زیاد سخن بگویید و بنویسید، مهدی ما مظلوم است، بیش از آنچه نوشته و گفته شده باید درباره­ اش نوشت و گفت».[۱]


-------------------------------

[۱]. بوستان ولایت، ج۲، ص۱۸ به نقل از صحیفه­ مهدیّه، ص 52.



موضوع مطلب : امام زمان / امام عصر / عشق / امام عاشقی
دوشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩۳ :: ۸:٥٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

به نام خدا

ایا باز هم اشتباه کردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/؟؟؟؟؟

نه!

امیدوارم جوابم درست باشه



موضوع مطلب :
پنجشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩۳ :: ٥:٥٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

به نام خدا

سلام 

اول خدارا بی نهایت شکرکه این بلا رو از سرمون رد کرد

دوم رو که باید اول میگفتم امروز سومین هفته تولد نازدانه ماست یک کمی برامون شاید عزیزتر باشه نمیگم چرا نوشتم اینجا که همیشه یادم بمونه نحوه تولدش رو

 الحمدلله

خدایا به هیچ عنوان نمیتونم شکرت رو بجا بیارم ولی خدایا ازاین به بعدش هم سپردم خودت برا همه چیزش 

خدایا خودت حفظش کن یا حفیظ یا علیم



موضوع مطلب :
چهارشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩۳ :: ٤:۳٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

--------------------


موضوع مطلب : لقمه حلال / الهی العفو یواش
چهارشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩۳ :: ٤:٢٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

پروردگارا



پروردگارا

چه کسی تو را خواند و تو دعایش را اجابت نکردی
و چه کسی ار تو درخواست نمود و به او عطا نفرمودی


پروردگارا

چه کسی با تو مناجات کرد و او را نا امید ساختی
و یا خود را به تو نزدیک نمود و او را دور ساختی


رحمت پروردگارم ممکن است بنا بر حکمتی تاخیر داشته باشد


اما حتمی است...............



نماز اول وقت بهترین عمل برای برآورده شدن خواسته‌ها .....
برگرفته از سایت سخن زنده


موضوع مطلب :
سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳٩۳ :: ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

به نام خدا

سلام خدای مهربونم

خدایا بهم نعمت بزرگی دادی که شکرش رو هیچگاه نمیتونم بجا بیارم خدای بزرگم الان بهمون رحم کن نمیدونم چطوری ولی خدایا این نعمت رو درحقمون تمام کن یا الله یا الله

هر کس این پیام رو می خونه خواهش میکنم برامون دعا کنه همین خدایا به حق علی اصغر امام حسین به حق نام فرزندم خودت بهمون رحم کن یا ارحم راحمیندلم می خواست اولین پیام بعد از تولد نوید تولد فرزند دلبندم باشه اما این اتفاق باعث شد تموم خوشحالیمون تبدیل به دلهره بشه خدایا من کاری ازم برنمیاد خودت بهمون رحم کن یا ارحم راحمین یاصاحب زمان ادرکنی



موضوع مطلب :
شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩۳ :: ٩:٤۳ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری



موضوع مطلب :
چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ :: ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری



پیامبر اکرم صلی ‌الله علیه و آله فرمودند:

«ای ابوذر! اگر تمام مردم به این آیه عمل می‌کردند بر همه کفایت می‌کرد:

و مَن یَتَّق‌اللهَ یَجعل لهُ مَخرجاً و یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب؛

هر کس از خدا بترسد خدا برای او گشایشی قرار می‌دهد

و از راهی که گمان ندارد به او روزی می‌بخشد،

و هر کس بر خدا توکل کند و کارهای خود را به او واگذار نماید

از جهت کفایت مهمّات او را بس خواهد بود

به درستی که خدا امور خود را به وجه کامل به انجام می‌رساند

و برای هر چیز بر طبق مصلحت، اندازه معیّن فرموده است.»


موضوع مطلب : توکل / روزی
چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ :: ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری




زندگی زیباست اما با خدا بودن زیباتر




موضوع مطلب :
دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ :: ٥:٢۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری




خدایا! هدایتم کن! زیرا می‏دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.

خدایا! هدایتم کن! که ظلم نکنم، زیرا می‏دانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است.

خدایا! نگذار دروغ بگویم، زیرا دروغ ظلم کثیفی است.

خدایا! محتاجم مکن که تهمت به کسی بزنم، زیرا تهمت، خیانت ظالمانه‏ای است.

خدایا! ارشادم کن که بی‏ انصافی نکنم، زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.

خدایا! راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم، که بی ‏احترامی به یک انسان، همانا کفر خدای بزرگ است.

خدایا! مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده، تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.

خدایا! پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه‏ گرساز، تا فریب زرق و برق عالم خاکی، مرا از یاد تو دور نکند.

خدایا! من کوچکم، ضعیفم، ناچیزم، پرکاهی در مقابل طوفان‏ها هستم،

به من دیده‏ ای عبرت‏ بین ده، تا ناجیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را براستی بفهمم و به درستی تسبیح کنم.

خدایا! دلم از ظلم و ستم گرفته است، تو را به عدالتت سوگند می‏دهم که مرا در زمره ستم‏گران و ظالمان قرار ندهی.

خدایا! می‏خواهم فقیری بی ‏‏نیاز باشم، که جاذبه ‏های مادی زندگی، مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند.

خدایا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تادر غوغای کشمکش‏های پوچ مدفون نشوم.

خدایا! دردمندم، روحم از شدت درد می‏سوزد، قلبم می‏جوشد، احساسم شعله می‏کشد،

و بندبند وجودم از شدت درد صیحه می‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.

خسته ‏ام، پیر شده‏ام، دل‏شکسته ‏ام، ناامیدم، دیگر آرزویی ندارم، احساس می‏کنم

که این دنیا دیگر جای من نیست، با همه وداع می‏کنم، و می‏خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.

خدایا! به سوی تو می‏آیم، از عالم و عالمیان می‏گریزم، تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.

برگرفته از سایت استاد الهیات



موضوع مطلب :
دوشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩۳ :: ٩:٢٦ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

 

 


عفو و غفران، انسان را خیلی بزرگ می کند. اگر همسرت بوده، پدرت بوده، خواهر و برادرت بوده اند و اذیت کرده اند گذشت کن، این صفت خدایی است. خداوند صاحب عفو گذشت را خیلی دوست دارد. چون صفت خدایی است. خداوند است که خلق را می آمرزد، شما هم اگر گناهکاری را که تو را اذیت و آزار رسانده است یا مالت را خورده است، عفوش کنی، این کار کار خدایی است. شبیه کار خداوند است. خدا هم صفت و فعل خودش را خیلی دوست دارد.
دیدید که ائمه (علیهم السلام) ما همه عزیز و با ایثار و گذشت بودند و مورد محبت خدا. ما هم اگر با گذشت بودیم مورد محبت ائمه (علیهم السلام) واقع می شویم. عفو کنید، گذشت کنید، شب که می خوابید استغفار کنید! هر روز هفتاد بار برای خودتان یا کسانی که شما را اذیت کرده اند استغفار کنید. کسی که برای اذیت کنندگانش استغفار کند قلبش راحت و بزرگ می شود.

چگونه می شود انسان برای کسی که اذیتش کرده است استغفار کند و قلبش بزرگ شود؟ این استغفار چگوه خاصیتی را دارد؟
سرش در این است که وقتی کسی انسان را اذیت می کند انسان دلتنگ می شود. ناراحت می شود که فلانی مرا اذیت کرده است. قلبش تنگ می شود. وقتی برای او استغفار می کند، قلبش راحت می شود، بزرگ می شود، خنک می شود. دل او باز می شود. می گفت اذیتم کرده بود از دستش پکر بودم. دلم تنگ شده بود. ناراحت بودم. برای او استغفار کردم راحت شدم.

هر وقت کسی شما را اذیت کرد و ناراحت شدید، نمی خواهد به کسی بگویید، بلکه استغفار کنید؛ هم برای خودتان و هم برای کسی که شما را اذیت کرده است. بگو: بیچاره کار بدی کرده است. اگر فهم داشت نمی کرد. وقتی استغفار می کنی خداوند دوست دارد. خودت باز می شوی. اصلاً قلبت باز
می شود. این قلب یک جوری است که اگر کسی به او خوبی کند . از او تشکر نکند ناراحت می شود. اگر کسی هم اذیتش کرد ناراحت می شود. در این جا باید استغفار کرد تا قلب انسان باز شود. آن وقت می بینی که چقدر بزرگ شده ای . اگر دو مرتبه ای کار را کردی دیگر غم نمی تواند شما را بگیرد. چون راهش را بلد هستی ....

_________
حاج اسماعیل دولابی

منبع سایت استاد الهیات



موضوع مطلب :
دوشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩۳ :: ۸:۱٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری





خدایا

از تو بخاطر

چشم هایم که می بینند

گوش هایم که میشنوند

دست و پاهایم که حرکت می کنند

و عزیزانی که در کنارم هستند


سپاس گذارم . . .





موضوع مطلب :
سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٢ :: ٥:٢٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

 


.

محبوب من !


از تو می خواهم نه مثل مختار بعداز واقعه،
نه مثل حۣرّ در میان واقعه،
که مثل عباس (ع) در تمام واقعه،
یار و یاور و شهید راه کسی باشم که
به انتظارش ایستاده ام


.



موضوع مطلب :
شنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٢ :: ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری
اللهم عجل لولیک الفرج

 



یک روز در ایام تحصیل در نجف اشرف،
پس از اقامه نماز پشت سر آیت الله مدنی،
دیدم که ایشان شدیدا دارند گریه می‌کنند
و شانه‌هایشان از شدت گریه تکان می‌خورد،

رفتم پیش آیت الله مدنی و گفتم:
ببخشید، اتفاقی افتاده که این طور شما به گریه افتاده‌اید؟

ایشان فرمودند: یک لحظه، امام زمان (عج) را دیدم که
به پشت سر من اشاره نموده و فرمودند:

«آقای مدنی! نگاه کن!
شیعیان من بعد از نماز، سریع می‌روند دنبال کار خودشان
و هیچکدام برای فرج من دعا نمی‌کنند.
انگار نه انگار که امام زمانشان غایب است!»
و من از گلایه امام زمان (عج) به گریه افتادم.

کتاب مهربان‌تر از مادر
انتشارات مسجد مقدس جمکران




موضوع مطلب :
یکشنبه ٦ بهمن ۱۳٩٢ :: ٤:٤٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

به نام خدا

سلام

امروز دلم میخواد بدونم زندگی چقدر ارزش داره که بخاطر خوب و راضی بودن خودمون باید براش تلاش کنیم

اره همیشه قصه بد ماجرا از جایی شروع میشه که می خواییم خودمون درش راضی باشیم نه خدا

شایدم روحیه من حساسه نمی دونم راجع به اتفاقاتی که پیرامونم میافته اینقدر حساس شدم خدایا عاقبت اینانسان با این روحیه من چی میشه خدایا این انسانی از بهترین مخلوقات توست خودت اروم و خوب و باهوش و سالم و نجیب نگهشدار

یا الله پناهم تویی ای پناه بی پناهان...



موضوع مطلب :
شنبه ٢۸ دی ۱۳٩٢ :: ۸:٢٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

"اگر زندگی شادی می خواهید هرگز این پنج مورد را فراموش نکنید"

لحظات شاد، ستایش خداوند.

لحظات سخت، در جستجوی خدا.

لحظات آرام، عبادت خدا.

لحظات ناراحتی، اعتماد به خدا.

هر لحظه، تشکر از خدا.

 



موضوع مطلب :
پيوندها
نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed

جاوا اسكریپت