عشق به؟
سلام خوش امدید
یکشنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩۱ :: ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

گندم از خداوند پرسید : چرا زندگی من اینقدر سخت است و من باید این همه سختی راتحمل کنم ؟؟
خدا گفت: اما من همه آنچه را خلق کرده ام چنان دوست دارم که در باور نمی گنجد .
گندم گفت: چطور می شود کسی را دوست داشت و او را آزار داد ؟؟
خدا گفت: سختی ها برای این است که محکم و پخته شوید. دوست دارم همه شما جزء بهترین ها و بزرگترین ها باشید. تو اگر سختی ها راتحمل نکنی، بسیاری از مخلوقات من از گرسنگی خواهند مرد. اگر چشمانت را باز کنی می بینی در مقابل تمام سختی ها نوری نهفته است، نوری که شاید تاب دیدنش را نداشته باشی، سختی ها برای این است که به تکامل برسید نه اینکه آزار ببینید .....
گندم به خواب رفت صبح هنگام که چشمانش را گشود لبخندی زد وآماده درو شدن بود تا به تکامل واقعی برسد .
خدا وند به گندم گفت : احسنت بر تو که سختی ها را پذیرفتی ،چنین موجودی موفق ترین مخلوق من در دنیاست .



موضوع مطلب :
پيوندها
نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed

جاوا اسكریپت