عشق به؟
سلام خوش امدید
جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ :: ٥:٤٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

بسم الرب المهدی

خدایا نمی دانم هدف من از زندگی چیست،عالم و مافیهامرا راضی نمی کند.مردم را می بینم که به هر سو می دوند.کار می کنند،زحمت می کشند تا به نقطه ای برسند که به ان چشم دوخته اند.ولی ای خدای بزرگ!از چیزهایی که دیگران به دنبال ان می روند بیزارم.اگر چه بیش از دیگران می دوم،کار می کنم،اگر چه استراحت شب و نشاط روز را فدای فعالیت و کار کرده ام و می کنم،ولی نتیجه ان مرا خشنود نمی کند.فقط به عنوان وظیفه قدم به پیش می گذارم و در کشمکش حیات شرکت می کنم و در این راه انتظار نتیجه ای ندارم.خستگی برایم بی معنا شده است،بی خوابی عادی و معمولی است.در زیر بار غم و اندوه گویی چون کوه استوار شده ام.رنج و عذاب دیگر برای من ناراحت کننده نیست،هر کجا که برسد می خوابم.هر وقت که اقتضا کند بر می خیزم،هر چه پیش اید می خورم.چه ساعتهای دراز که بر سر تپه های اطراف برکلی به خاک خفتم...وچه نیمه های شب که مانند ولگردان تا سپیده صبح بر روی تپه ها و جاده های متروک قدم زده ام!درویشم،ولگردم،در وادی انسانیت سر گردانم و شاید از انسانیت خارج شده ام،چون احساس و ارزویی ماننددیگر انسانها ندارم وتنها ارزویم تو هستی

قسمتی از مناجات شهید چمران

ادمی اگر در وادی محبت خدای متعال قرار گیرد،دیگر هیچ حادثه ای او را متزلزل نمی کند،دیگر هیچ حادثه ای او را متزلزل نمی کند و همه ناملایمات را در این عالم با لذت تحمل کرده و ذره ای از محبت او کاسته نمی شود،بر خلاف انسانهای غیر عاشق و غیر محب

خدا کنه ماهم به این مقام شهید برسیم و مصداق ایه ایه کریمه 11 سوره حج نباشیم

:(وبعضی از مردم کسانی هستند که خدا را به زبان و ظاهر می پرستند،پس هر گاه به خیر و نعمتی می رسند،اطمینان خاطری پیدا می کنند و اگر به شر و افتی برخورند،از دین خدا روی برگرداند،<چنین کسی>در دنیا و اخرت زیان دیده است و این است همان زیان و خسران اشکار.



موضوع مطلب :
پيوندها
نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed

جاوا اسكریپت