عشق به؟
سلام خوش امدید
دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ :: ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

هیچ معصومی چنین مضطر نگشت

همچو *مهدی* دیدگانش تر نگشت

این بلا را هیچ پیغمبر ندید

این مصیبت را فقط *مهدی* خرید

شیعیان! *مهدی* غریب و بی کس است

جان مولا معصیت دیگر بس است

شیعیان! بس نیست غفلت هایمان!؟

غربت و تنهایی مولایمان

ما زخود مولای خود رانده ایم

از امام خویش غافل مانده ایم

گرچه از یُمن وجودش زنده ایم

قلب او را بارها سوزانده ایم

دست *مهدی* بسته از رفتار ماست

قفل زندانش همین کردار ماست

ما عبید و عبد دنیا گشته ایم

غافل از *مهدی* زهرا گشته ایم....

بی خبر از غصه مولا شدیم

جملگی سرگرم این دنیا شدیم

از دعا بهر فرج غافل شدیم

سخت مشغول ره باطل شدیم!

ای که داری ادعای بندگی

پاسخی داری به جز شرمندگی

غافلی از غربت *مهدی* اگر

گشته ای کوفی نداری خود خبر

غفلت از مولای خوبان تا به کی؟

این چنین مبهوت و حیران تا به کی؟

ای که از آل عبا دم می زنی

دم ز*مهدی* پس چرا کم می زنی




موضوع مطلب :
پيوندها
نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed

جاوا اسكریپت