عشق به؟
سلام خوش امدید
یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ :: ٩:٤٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

این متن از یکی از دانش آموزان کلاس بود بسیار به دلم نشست گفتم شما هم استفاده کنید

 

آسمان را بنگر، که هنوز ، بعد صدها شب و روز 

 مثل آن روز نخست 

 گرم و آبی و پر از مهر، به ما می‌خندد ! 

 یا زمینی را که دلش از سردی شب‌های خزان 

 نه شکست و نه گرفت ! 

 بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید 

 و در آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید 

 زیر پاهامان ریخت، 

 تا بگوید که هنوز ، پر امنیت احساس خداست !

 ماه من ، غصه چرا ؟!

 تو مرا داری و من هر شب و روز،

 آرزویم، همه خوشبختی توست!

 ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن گفتن‌ها 

 کار آنهایی نیست، که خدا را دارند

 ماه من !

 غم و اندوه، اگر هم روزی، مثل باران بارید 

 یا دل شیشه‌ای ات، از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست، 

 با نگاهت به خدا، چتر شادی وا کن

 و بگو با دل خود، که خدا هست، خدا هست هنوز! 

 او همانی ست که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد ..... 

 او همانی ست که هر لحظه دلش می‌خواهد، همه زندگی‌ام، غرق شادی باشد .... 

 ماه من غصه اگر هست بگو تا باشد!

 معنی خوشبختی، 

 بودن اندوه است .... ! 

 این همه غصه و غم، این همه شادی و شور

 چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند 

 همه را با هم و با عشق بچین 

 ولی از یاد مبر : 

 پشت هر کوه بلند، سبزه‌زاری ست پر از یاد خدا

 و در آن باز کسی می‌خواند

 که خدا هست ، خدا هست هنوز .... 

 



موضوع مطلب :
پيوندها
نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed

جاوا اسكریپت