عشق به؟
سلام خوش امدید
یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ :: ۸:٥٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نسیبه طهوری

به نام حضرت دوست

بدونه هیچ اظهار نظری این متن قشنگ رو از دوستم اینجا قرار میدم اما نه اینکه تماما متن رو قبول دارم ولی متن به دلنشین وزیباستفرشته

آیا میتوانم تو را با خیالم بپرورانم؟
الهی تو بسیار بزرگ و زیبایی و من کوچک ام و زیبا
الهی زیبایی تو مرا گم میکند و هم قدرتت
میدانم تمام عشق ها را برای من آفریدی و همه و همه را......
و هم میدانم مرا برای خودت
و این یعنی دریای عشق
و هم تمام زیبایی ها
و هم از دست دادن دنیایم
آرزویم تنها تویی
و بغضم و تمام گریه هایم نبود که اگر تو را آرزو نداشتم
الهی چقدر من تو را دوست میدارم و چقدر من پر خیالم
الهی آیا من نمیتوانم تو را با خیالم دوست بدارم؟
مگر خیال من چیست؟
مگر آنوقت نگفتی به پیامبرت که هر کس با زبان خود میتواند مرا دوست بدارد؟
الهی خیالم ، زبانم
آیا بیخیالی امان میدهد؟
الهی من تمام آرزوهایم را با خیالم میپرورانم
الهی تو در خیال منی و قطعا که تو عین واقعیتی
الهی من با خیالم واقعیت میسازم
من خیالم واقعیت است
مگر نه که میگویند به هر چه بیندیشی همان تقدیر توست؟
به زمان می اندیشم
آیا میتواند تقدیر باشد؟
عجب تقدیر تلخی.....
چقدر سنگین
و من تماما را به فدای تو میگذارم
و میخواهمت گرچه سختم
الهی خودت را به من بده و تماما را از من سلب کن
الهی من تو را میطلبم و من طلبم جز تو آیا توانی دارد؟
الهی نایم را گرفته اند
و هستی ام را به تو واگذار کرده ام
الهی با تمام تلخی و بد سلیقگی ام باز هم مرا دوست میداری و تو چقدر عظیمی
آیا قلبی برایت از وجودش میتپد؟
آری من!!!
شاید به تمام نگویم
به تو میگویم
در جهانی که تماما زار میزنند و نمیبینند
و تنها آرزویشان خودخواهی است
وجودم به تپش از تو درآمده
نمیدانم آیا درک میکنم؟
جهانم جز تو پیدا نمیکند دیگر معنایی
الهی من صدایت را میجویم
قلبم زیاد سکوت کرده است
فریاد میخواهد
و تو را
الهی آیا تو به سرغشان میروی
نمیدانم دیگر خوب کیست
آیا میتوانند باشند؟
نه نمیتوانند!
قضاوت میکنم و هم شاید حکم
مگر قاضی کیست؟
متهم مجازات میشود و من تنها آرزوی حکمش را دارم
و جایی که بی آرزویی حکم فرماست آیا حکم دیگری هست؟
نیست میدانم!!!


موضوع مطلب :
پيوندها
نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed

جاوا اسكریپت