خداوندا...امشب شبیست که مولا عبدش را به عبودیت می رساند

خدواندا خوب می دانم که  بودنت بزرگترین تکیه  گاه، بهترین یاوری و امن ترین سرزمین است خوب می دانم  حس غریبت نهایت آرامش  می باشد ولی نمی دانم چرا این چنین نگرانم ! سراسر دلنگرانی و اضطراب و بی نهایت بی کسی با من است و این نهایت  تنهایی من در انتهای بی همتایی ها است.
این آرزوی من در نهایت انتظار و بی کسی ها می باشد و بهترین تکیه گاهم در انتهای  بی همتای بودن است و  این چنین است که من از نهایت آرزوهایم با تو سخن می گویم ای بهترین تکیه گاه بودن هایم و ای آخرین عنصر در فصل تنهایی ها.
من از نهایت این آرزو تا ابتدای این سرزمین بی کسی با تو ام و محتاج تو و  چه بی نیازی معجزه آسایی است محتاج تو بودن  من بی تامل بی اندیشه  قلم خویش را به دست دل دادم وبی پرده با تو سخن می گویم در سرزمینی که  شرافت را به بهای نام معماله کردند و حضور را با نهایت جان آرام ساختند و این نهایت بی کسی های این احساس است.
خدواندا چگونه در راهی تو همراه منی بترسم و چگونه ارام باشم که باید به تو جواب پس دهم چگونه من خویشتن را با تو همراه سازم که نفس هر لحظه مرا اسیر می سازد .
با پروردگار تو در مورد من حکم کن که تو بهترین حکم رانانی و در موردم قضاوت نما که قضاوت تو سرشار از عدالت است.
خداوندا من در شگفتم از عدالتی که به عظمت تو بزرگی می بخشد و از قدرتی که این چنین عدالت پیچیده ای را خلق می نماید .
خدواندا مرا از کسانی قرار مده که سخن هایشان هرگز رنگ عمل به خود نگرفت و تن پروری بر آنها چیره شد و آرزوهای باطل عمرشان را تباه ساخت.
مرا از کسانی قرار ده که کردارشان بر گفتار چیره گشت و آرزوهایشان در قیاس با اعمالشان ناچیز بود خدواندا بر من آنچه روزی کن که بر انسانیتم بی افزاید و راه سخت بی محبت بودن را تنها نگرداند.
منبع :قرباتی نبریز بناب

/ 1 نظر / 12 بازدید
ماسح

[گل]