عجیبه ها...

عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم؛

بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !

بعد از چند روز به دوستی

بعد از چند ماه به همکاری

بعد از چند سال به همسایه ای ...

اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !

دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم.

او که یگانه است و شایسته ...

/ 5 نظر / 6 بازدید
آزاده-بغل دستی

سلام نسیبه جون! ممنون که تولدم یادت بود!! (روبوسی) [لبخند] خیلی خوبه که دوباره جمع شیم. هر موقع اومدم همدان حتما بهت خبر میدم . خیلی خوبه! آخ جوون!

آزاده-بغل دستی

دقیقا من فکر می کنم ایمان واقعی هر کس به اندازه اعتمادیه که به خدا می کنه. گفتنش راحته اما این که توی عمل این اعتمادو نشون بدیم خیلی سخته

نسیبه

عجیبتر اینکه بعد گذشت یه سال من هنوز به شما هم اعتماد نکردم..[قهقهه][خنده]

سیدی

أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا أَن تخْشعَ قُلُوبهُمْ لِذِكرِ اللَّهِ

مشکات

آره والا.. مردی با خود زمزمه کرد خدایا بامن حرف بزن یک سار شروع به خواندن کرد ، اما مرد نشنید مرد فریاد بر آورد خدایا با من حرف بزن آذرخش در آسمان غرید و مرد به آن توجه نکرد مرد به اطراف خود نگاه کرد و پرسید خدایا پس تو کجایی؟ بگذار تو را ببینم ستاره ای درخشید اما مرد ندید مرد فریاد کشید : خدایا یک معجزه به من نشان بده! کودکی متولد شد اما مرد باز توجه نکرد مرد در نهایت یأس فریاد زد : خدایا ازت خواهش می کنم خودت را به من نشان بده و بگذار تو را ببینم پروانه ای روی دست مرد نشست و مرد او را پراند و به راهش ادامه داد ما خدا را گم کرده ایم در حالی که او در تمام رگهای ما و نفس های ما جریان دارد