اقایه من جان ناقابلی دارم که می دانم لیاقت دادنش در راهه شمارا هم ندارم اما...

السلام علیک یااباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک

صـلاح کار کـجا و مـن خراب کـجا

بـبین تـفاوت ره کز کجاست تا به کجا

دلـم زصومعه بگرفت وخرقـه سالوس

کـجاسـت دیرمغان و شراب ناب کجا

چـه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را

سـماع وعـظ کـجانغمـه رباب کجا

ز روی دوست دل دشمـنان چـه دریابد

چراغ مرده کـجا شمـع آفـتاب کـجا

چو کحل بینش ما خاک آستان شماست

کـجا رویم بـفرما از این جـناب کـجا

مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است

کـجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا

بـشد کـه یاد خوشش باد روزگار وصال

خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست

قرار چیسـت صبوری کدام و خواب کـجا

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

/ 0 نظر / 5 بازدید